این گزارش مرگ دانشآموزان در جریان حوادث مرتبط با اردوهای دانشآموزی را بررسی میکند. ایمنی اردوهای دانشآموزی; قربانی کمبود بودجه یا بیتوجهی؟
شرق
ساعت 18:50 روز پنجشبه 18 بهمن 1403، خبری تلخ بار دیگر جامعه را در بهت و سوگ فرو برد و در خاطره جمعی ایرانیان نشانی از رنج باقی گذاشت. یک بار دیگر دانشآموزان کشور طعمه حادثهای تلخ در جریان یک اردوی تفریحی شدند. این بار نوبت دانشآموزان مدرسه فرزانگان در کرمان بود که وحشت حادثه را تجربه کرده و شاهد جانباختن همکلاسیهای خود باشند.
از سوی خبرنگار با تعدادی از مسئولان وزارت آموزشوپرورش از جمله محمد خانی، مدیرکل فرهنگی-هنری، اردوها و فضای پرورشی وزارت آموزشوپرورش، روابطعمومی آموزشوپرورش کرمان و در نهایت علیرضا کمرئی، مشاور وزیر که درحالحاضر برای رسیدگی به موضوع در کرمان به سر میبرد، تماس گرفته شد اما پاسخی دریافت نکرد. تا اینکه سرانجام حوالی ظهر مشخص شد حسین صادقی، رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابطعمومی وزارت آموزشوپرورش، قرار است به سؤالات خبرنگاران درباره این حادثه پاسخ دهد.
نگاهی به حوادث دانشآموزی در کشور
حقیقت آن است که تعدد حوادث مرتبط با اردوی دانشآموزی در کشور تأملبرانگیز است؛ حوادثی که از دهه 70 تاکنون بارها در اردوهای دانشآموزی و حتی دانشجویی رخ داده است. چنانکه ششم دیماه سال ۱۳۷۱ همچنان در ذهن ایرانیانی که آن سال را به یاد دارند، ثبت شده است. مینیبوس حامل دانشآموزان مدرسه راهنمایی ارشاد که عازم اردو بودند، دچار سانحه شد و ۱۹ دانشآموز و همراهان آنها جان باختند. حادثهای که به دنبال بریدهشدن ترمز این مینیبوس و برخورد آن با دیوار بتونی باغ یک ساختمان دولتی رخ داد.
اما حوادث دانشآموزی به حادثه سال 71 ختم نشد و 10 سال بعد از آن یعنی چهاردهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۱ هم حادثه بزرگ و ناگوار دیگری شش دانشآموز دختر مدرسه «طه» را که برای بازدید از موزه پست و تلگراف عازم اردو شده بودند، به کام مرگ کشاند.
اما در دهه 90 کثرت اخبار منتشرشده از جانباختن دانشآموزان در حوادث مرتبط با اردوهای مدرسهای، هولناکتر است. اول اردیبهشتماه 1391 در آمل خودروی حامل ۲۰ دانشآموز پسر درحال بازگشت از اردوی دانشآموزی دچار سانحه شد، راننده در دم فوت کرد و ۱۷ نفر از دانشآموزان پسر نیز در بیمارستان بستری شدند. در مهرماه همان سال هم ۲۶ دانشآموز دختر ساکن بروجن در جریان یک حادثه در مسیر اردوی راهیان نور جان خود را از دست دادند. اما سوانح دانشآموزی در این سال ادامه یافت و 10 بهمن 1391 اتوبوس حامل دانشآموزان ارومیه، اعزامی به مناطق جنگی در نزدیکی شهر ایلام واژگون و منجر به فوت یک دانشآموز پسر به نام مهدی جوانی شد. در این حادثه 16 نفر هم مجروح شدند.
11 تیرماه 1392 هم دانشآموزان کرجی در قالب اردوی دانشآموزی به ساحل ایزدشهر شهرستان نور سفر میکنند. 30 نفر از دانشآموزان بدون توجه به هشدارهای ناجیان غریق، وارد دریای توفانی میشوند و در نهایت هفت نفر به دلیل بیتوجهی همراهان و شنا در محدوده خارج از طرح کشته میشوند.
چهارشنبه ۱۴ اسفندماه 1393 یک دستگاه کامیون کشنده با اتوبوس حامل دانشآموزان دختر در مسیر یزد به میبد، برخورد کرده و ۱۲ دانشآموز مجروح میشوند. روز جمعه ۱۲ آذرماه، اتوبوس حامل دانشآموزان شهرستان لنگرود استان گیلان در مسیر بازگشت از اردوی راهیان نور، بر اثر لغزندگی جاده ملایر در ورودی به شهر همدان دچار سانحه شده و ۲۴ دانشآموز در بیمارستان بستری شدند.
در شهریور ماه 1396 هم اتوبوس حامل 45 دانشآموزان دختر شهرستانهای رودان و میناب که از بندرعباس به سمت شیراز درحال تردد بود، در محور داراب-بندرعباس واژگون شد. در این حادثه 9 کشته و ٣۴ مجروح برجای گذاشت. برابر گزارشهای اولیه مأموران پلیس راه استان خستگی و خوابآلودگی راننده علت این حادثه ناگوار بوده است.
آخرین مورد از این حوادث البته مرتبط با یک اردوی دانشجویی است که به دلیل اهمیت خاص آن، یعنی حضور نخبگان بسیار جوان ریاضی در این مطلب گنجانده میشود. حادثهای که ۲۶ اسفندماه 1376 رخ داد و طی آن اتوبوس حامل دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در مسیر بازگشت از مسابقات ریاضی کشوری در اهواز دچار سانحه شد. هفت دانشجو، دو عضو هیئتعلمی و دو راننده کشته شدند. «مریم میرزاخانی»، نابغه ریاضی کشورمان، از جمله بازماندگان این حادثه بود که در آن زمان از حادثه جان سالم به در برد.
به هر روی با وجود این تعداد حوادث دانشآموزی در جریان اردوها و سفرهای دانشآموزی که در دهههای مختلف رخ دادهاند، اما برخلاف انتظار شاهد اتفاق تلخ دیگری بودیم. اگرچه آموزشوپرورش از تدوین و ابلاغ دستورالعملهایی میگوید که از چنین حوادثی در اردوهای دانشآموزی پیشگیری کند، اما حادثه کرمان هم درحالی رخ داد که به نظر میرسد علت بروز آن بریدن ترمز و در واقع نقص فنی اتوبوس بوده است. علت مواجهه مکرر با چنین حوادث تلخی چیست؟
بر چه اساسی میگویند پروتکلها رعایت شده؟
محمدرضا نیکنژاد، عضو کانون صنفی معلمان، دراینباره معتقد است باید نگاهی هم به آمار کلی حوادث جادهای در ایران بیندازیم و آن زمان تصمیم بگیریم که آیا صلاح بر تداوم اردوهای دانشآموزی است یا نه: قطعا این حادثه به صورت عمدی رخ نداده است.
او برخلاف صادقی تأکید میکند که با توجه به شرایط موجود باید اردوهای مدرسهای تعطیل شود. هرچند این اردوها فضای درس و مدرسه را تلطیف میکند و بخشی از فرایند آموزش است: «یکی از مهمترین حساسیتهایی که در کشورهای با سطح آموزشی برابر یا بالاتر از ما وجود دارد، حفظ امنیت دانشآموز و کادر مدرسه است. در این زمینه دستورالعملهایی هم در ایران وجود دارد، اما اینکه تا چه میزان رعایت میشود، باید بررسی شود. مثلا آموزش و پرورش میگوید همه پروتکلها در این سفر اجرا شده است، اما سؤال این است که چه سند و مدرکی وجود دارد که این پروتکلها رعایت شده است. آموزش و پرورش چه اسنادی در این زمینه به مردم نشان خواهد داد».
او به ویدئوی منتشرشده در رسانهها و فضای مجازی هم اشاره میکند: «به گفته دانشآموزان ترمز اتوبوس کار نکرده و بعد حادثه رخ داده است. این مسئله نشاندهنده رعایتنشدن پروتکلهای مربوطه است. دستورالعملها تأکید میکنند که باید اتوبوس سالم و تمیز برای دانشآموزان تدارک دیده شود و از شرکتی اتوبوس تأمین شود که خودروهای سالم و راننده خوب داشته باشد. نمیتوانند بگویند این مسئله تنها یک حادثه بوده و همه پروتکلها هم رعایت شده است».
مدارس بودجه برگزاری اردو را ندارند
عضو کانون صنفی معلمان این را هم میگوید که مدارس دولتی و غیردولتی بودجه لازم برای برگزاری اردو را ندارند: «مدارس وقتی قصد برگزاری اردو را دارند، معمولا 20 تا 30 درصد بیشتر از هزینه مسافرت را از دانشآموزان دریافت میکنند تا کمکحالی برای مدرسه باشد. درواقع گاهی اردوها ابزاری برای این هستند که بودجه مورد نیاز مدرسه اندکی تأمین شود.
شرکتهای متفاوتی در این زمینه خدمات میدهند و انتخابهای متفاوتی هم وجود دارد، اما برای صرفهجویی در هزینه اردو معمولا مدارس به دنبال شرکتهایی میروند که هزینههایش ارزانتر تمام شود». او اضافه میکند: «تا جایی که مطالعه کرده و مطلع هستم، در همه جهان بودجه مجزایی برای اردو در ساختار آموزش و پرورش کشورها وجود دارد. درواقع خانوادهها یا مدیر مدرسه نباید هزینه اردو را تأمین کنند، بلکه دولت در این زمینه وظیفه دارد، زیرا اردوها و بهویژه اردوهای علمی و آموزشی، کیفیت آموزش را افزایش داده و آموزش را برای دانشآموز جذابتر میکنند، بنابراین اردوها برای فرایند آموزش، ضروری هستند».
به گفته نیکنژاد آموزش و پرورش در ایران هر سال دستکم با 20 یا 30 درصد کسری بودجه مواجه است. مسئلهای که خود را در مستمری بازنشستگی آموزش و پرورش و حقوق معلمان هم نشان میدهد: «با وجود این میزان مشکل و معضل، آموزش و پرورش توان برگزاری اردوهایی با ایمنی بالا و مناسب را ندارد. با این شرایط به چه دلیل فرزندان مردم را راهی سفر میکنید. چه تضمینی برای سلامت دانشآموزان در این سفرها وجود دارد؟ آموزش و پرورش ما واقعا فقیر است. از طرف دیگر حوادثی که در اردوها رخ میدهد و تبعات حاصل از آن تنها یک فرد را با آسیب مواجه نمیکند.
مثلا دانشآموزی اگر دچار قطع نخاع شود، نهتنها خودش بلکه خانواده او هم تا پایان عمر دچار آسیب خواهند شد؛ بنابراین اگر آموزش و پرورش نمیتواند اردو را تعطیل کند، باید بهدرستی پاسخگوی حوادثی باشد که رخ میدهند. حداقل انتظار برای پاسخگویی مناسب، استعفای یک مسئول است؛ از مدیر مدرسه گرفته تا مسئول آموزش و پرورش منطقه. این اقدام اگرچه مرگ یک دانشآموز یا زخم او را بهبود نمیدهد، اما حداقل مرهمی هرچند کوچک بر زخم جامعه است. این دولت پزشکیان است و چنین انتظاری از آن میرود».